Home » موانع تمرین موسیقی (غلبه بر موانع پیشرفت در نوازندگی)

موانع تمرین موسیقی (غلبه بر موانع پیشرفت در نوازندگی)

موانع تمرین موسیقی

سوال متداولی که جلسه اول همیشه از من پرسیده می‌شود این است که آیا ما استعداد نوازندگی را داریم؟ یا اینکه آیا ما می‌توانیم نوازندگی کنیم؟

من همیشه باور دارم که نوازندگی برای تمام انسان‌ها مقدور است و استعداد فقط در سطوح بالای نوازندگی مشخص می‌شود و عموماً کسی که نابغه در نوازندگی است در سطوح بالا کمی بیشتر از هم قطاران خود که کم استعدادترند می‌درخشد. چه عواملی باعث می‌شود که ما توانایی فراگیری ساز را از دست بدهیم. 

غلبه بر موانع تمرین موسیقی

ابتدا خاطرنشان کنم که همه انسان‌ها حداقل ۶ استعداد برجسته دارد این بدان معنا نیست که فقط ۶ استعداد در وجود انسان‌ها هست بلکه این شش استعداد استعدادهای برجسته است که در طول زندگی اگر آنها را فرا بگیریم ٫ می‌توانیم بسیار برجسته و موفق و به اصطلاح روزمره جزو مشاهیر شویم و در موارد می‌توانیم آنها را یاد گرفته ولی در آنها زیاد ندرخشیم. پس بر این باوریم که تمام انسان‌ها قدرت و توانایی یاد گرفتن ساز را دارند ولی باید در یادگیری آنها ممارست به خرج دهند.

شاید این مطلب را دوست داشته باشید پس کلیک کنید : چه سازی مناسب من است ؟

این ممارست نیازمند تمرین منظم به موقع و دقت است که مسیر صعب العبور نوازندگی را با آن طی می‌کنیم. در این مسیر سیاه ناامیدی بزرگترین دشمنی است که شما را از رسیدن به خواسته لذت بخش دور می‌کند. در هنگام شروع کردن به نوازندگی باید خاطر داشته باشید که نوازندگی مسیر پولدار شدن نیست بلکه نوازندگی یک مسیری است برای تعالی و تجلی روح و معرفت انسانی و این‌ها هیچ کدام شعار نیست پس انتظارات مالی خود را در جبهه‌های اقتصادی به حیطه آزمایش قرار دهید.

غلبه بر موانع تمرین موسیقی

موانع اصلی رشد در نوازندگی

امیدبخش‌ترین کاری که شما برای نوازندگی می‌توانید انجام بدهید این است که انتظار داشته باشید که یک آهنگ یا یک قطعه را با سطوح عالی کمالگرایانه و دقیق و بی‌نقص بنوازید. این کار شایان‌ترین عمل و شاید شایان‌ترین امیدی است که شما در راه یادگیری موسیقی و نوازندگی سرمایه گذاری می نمایید.

از دست دادن امید شما را به ورطه سیاه به نام بی‌هدفی می‌کشاند. مسیر یاد گرفتن موسیقی و عموماً مسیر یاد گرفتن تمام هنرها شاید از بیرون پر از زرق و برق و زیبایی باشد. ولی از درون به دلیل فشارهای جامعه مدرن بسیار ورطه سیاهی است. مثل یک گشت و گذار در دل شب در یک منطقه ناشناخته و بدون نور است و شما فقط با اتکا به نور درون خود می‌توانید مسیر را پیدا کنید.

در این مسیر شما اگر یک هدف از درون تعیین شده و مشخصی نداشته باشید هیچگاه نمی‌توانید در این شب سیاه حرکت کنید و به مقصد برسید پس باورهای خود را اول پیدا کنید. بدانید که برای چه یادگیری را شروع کرده‌اید اگر صرفاً برای لذت بردن شخصی این کار را انجام می‌دهید که بسیار متعالی است.

از نظر من سعی کنید از ذره ذره پرسه زدن در این سیاهی لذت ببرید زیرا در ژرفای سیاهی هم همراه موسیقی می‌توان لذت‌ها را پیدا کرد. ولی به محض اینکه هدف خود را از دست دهید مطمئن باشید که اولین کسی که روبروی شما قرار می‌گیرد برای نابود کردن راهتان بی‌انگیزگی است.

زیرا انگیزه اسب بادپایی است که شما را هدایت می‌کند برای رسیدن به انتها ، برای رسیدن به هدف. پس به خاطر داشته باشید امید هدف و انگیزه سه ابزار اصلی شما بر رسیدن به غایت هستند. 

در این میان یک چیز شما را گمراه می‌کند و آن این باور است که فکر کنید اشتباه زدن مساویست با بی‌استعدادی در صورتی که این فقط یک اندیشه اشتباست. و اشتباه تنها چیزی که نیاز دارد تمرین‌های مستمری است که آن را مرتفع کنیم در واقع اشتباه در موسیقی مثل یک درخت ناقصی است که نیاز به توجه و رسیدگی بیشتر دارد نه اینکه آن را رها کنیم.

پس برای بهتر شدن بهتر است که اشتباهات خود را بارها تکرار کنیم و آنها رسیدگی کنیم و به ایشان محبت کنیم تا رشد کند. افکاری موذی که در جمجمه شما زمزمه می‌کند که استعداد ندارید یا توان آن را ندارید را با کمی کم توجهی، آرام آرام ساکت کرده و آنها را از خود دور کنید.

وقتی باورها در درونشون به صورت کامل زنده شد و شما به خود اطمینان کامل حاصل کردید دیگر اصلاً مهم نیست که دیگران درباره شما چه قضاوتی می‌کنند و سطح نوازندگی شما را چگونه ارزیابی می‌کنند چون شما نزدیک‌ترین فردی اسید که شاهد روند پیشرفت خود در آموختن ساز هستید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *