یک سوال متداول با این عنوان که آیا برای شروع یادگیری گیتار الکتریک ابتدا باید کلاسیک فرا بگیریم یا نه، منو مشتاق کرد به نوشتن این مقاله. اینکه ما بتوانیم تفاوت گیتار الکتریک و کلاسیک را پیدا کنیم به ما کمک میکند که بتوانیم جواب این سوال را کاملا درک کنیم. نکته مهمی که قبل از هر چیز باید به آن اشاره کنیم این است که گیتار بسیار ساز توانمندی است. و انعطاف پذیری آن در اجرای تکنیک های موسیقی باعث شده که گیتار همیشه جایگاه خود را در سبکهای مختلف پیدا کرده و در بعضی از سبکها از جمله فلامنکو, بلوز, راک ,متال, جیپسی جز و… به عنوان ساز اصلی یا پیشتاز باشد.
فارغ از نام گیتار که برای هر دو ساز اطلاق میشود. گیتار الکتریک و گیتار کلاسیک ذاتاً تفاوت دارند. در جنس صدا در جنس سیمها شکل ظاهری آنها و نقشی که در موسیقی ایراد میکند. در روند موسیقایی هر کدام از این دو ساز میتوانند به صورت تک نواز یا سولیست و همچنین به صورت سازه همراه میتوانند نقش خود را ایفا کنند ولی ولی این نقش رنگ و لعاب متفاوتی دارد. برای درک این رنگ و لعاب باید خواص زیر را با هم بررسی کنیم تا با شناخت هر کدام از این سازها خصوصیات هر کدام را عمیقا درک کنیم.
تفاوت در صدا
صدادهی در گیتار کلاسیک عموماً از درون جعبه صدادهی متساعد میشود و این امر باعث میشود که جنس صدا آکوستیکی و غیر قابل تغییر باشد. البته تغییر در ساختار شبکه بندی داخل جعبه باعث تفاوتی در رنگی صدا دهی میشود ولی پس از پایان ساخت این صدا تقریبا شکل ثابتی به خود میگیرد.
گیتار الکتریک به خاطر اینکه ما جعبه صدایی برای تقویت صدای سیمها نداریم در واقع صدا در اثر القای الکتریکی در اثر نوسان سیمها بر روی سیم لوله ساخته میشود که ما به این ساختار دریافت صدا پیکاپ میگوییم. این ساختار گستره صدای زیادی را برای ما به ارمغان آورده و همچنین از جایگاههای مختلفی از سیم بین دسته و خرک پایینی دریافت صدا دارد که این امر باعث تغییر در اکولایز نتها میشود.
نکته دیگری که درباره صدادهی گیتار الکتریک وجود دارد این است که الکتریک با افکتهای همچون درایو, دیسروشن, گرانچ, دیلی و ریورب میتواند رنگ بندی صوتی بیشتری را برای ما ایجاد کرده و همچنین خیلی از تکنیکها رو همراه با همین افکتها میتوان اجرا کرد.
نوع سیم ها
در گیتار کلاسیک سیمها عمدتاً به دو دسته سیمهای نایلون و سیمهای فلزی تقسیم میشود سیمهای نایلونی وظیفه تولید صداهای زیرتر و سیمهای فلزی تولید صداهای بمتر را به ارمغان میآورد و جنس سیمهای فلزی در واقع روکشی به دور رشتههایی ابریشمی هستند. این نوع تولید سیم باعث میشود که رنگ و جنس صدایی کاملاً بم و گرد را تولید کنند. ولی در گیتار الکتریک عموماً سیمها فلزی بوده و این به این خاطر است که سیمها بتوانند القای مغناطیسی بر روی سیم لوله داشته باشند و در عین حال صدای فلزی که از این سیمها متساعد میشوند صدای تقریباً تیزتری دارد. در سیمهای باس گیتار الکتریک رشته سیمهایی به دور یک مفتول کشیده شده است به همین خاطر صدای بم آن به گردی صدای گیتار کلاسیک نیست.
تفاوت فیزیکی
گیتار کلاسیک سازی است که دارای ۱۹ فرت میباشد که از فرت ۱۲ به بعد آن بر روی بدنه نصب شده و ۱۲ فرت قبلی بر روی دسته قرار دارد. شکل ظاهری آن متقارن و هر از گاهی دارای یک فرورفتگی به نام کات وی است که برای راحتی در نواختن فرصت های بالاتر استفاده میشود. در گیتار الکتریک به دلیل اینکه جنس صدا از بدنه بیرون نمیآید میتواند شکل ظاهری متفاوت و متنوعی داشته باشد. عموماً بین ۲۲ تا ۲۴ فرد دارد. جنس صدا بر اساس پیکاپها میتواند تیزتر یا بمتر بوده و حتی این میزان را میتوان با تنظیماتی که بر روی بدنه قرار دارد تغییر داد.
در گیتارهای الکتریک یک جزئی به نام دسته ویبراتور یا ترمولو آرم قرار دارد که با این قطعه میتوانیم ما نتها را کمی دیز یا بمل کرده و حتی نقش ویبره را ایجاد کنیم. گیتار الکتریک به عنوان سولیست و همراه قطعاً باید داخل یک گروه موسیقی باشد که سازهایی مثل درامز, بیس و حتی سازهای شاسی دار بتوانند آن را همراهی کنند. ولی عمدتاً گیتار کلاسیک میتواند به تنهایی نقش سولیست را ایفا کرده و یا به صورت تنهایی همراه با یک خواننده نقش همراه اجرا کند.
نحوه اجرا
گیتار کلاسیک عموماً به صورت نشسته با قرار گرفتن کتاب برای یکی از پاها نواخته میشود. برای نواختن گیتار کلاسیک یا یا فلامنکو نوازنده برای اجرای نتها آرپژها و ملودیها از ترکیب بین ناخنها و یا نوک انگشتان استفاده مینماید. در این روش انگشتان میتواند تکنیکها و ریتمهای پیچیدهتر را به راحتی اجرا کنند و در آرپژ نوازی میتواند بسیار مفید و کاربردی باشد. ولی برای نواختن ملودیها و حرکت بین سیمها زمان بیشتری نیاز دارد تا نوازندگان برای آن مسلط شوند.
در گیتار الکتریک عمدتاً نوازندهها به صورت ایستاده و گیتار با بندی به نام استراپ بر روی شانهها قرار میگیرند و برای نوازنده شرایط اجرای نمایشی تر را ارائه میدهد. به هر روی نواختن سیمها با پیک صورت گرفته که این نحوه اجرا با پیک در گونه دیگری از ریتم مفیدتر سرعت یادگیری ملودی در آنها سریعتر ولی در اجرای آرپژها نیازمند زمان بیشتری است تا بر نواختن انواع آرپژها مسلط شویم.




